موسيقي در سينما پارسي سلام

سلام

امديوارم كه پاك پاك پاك در فرصت اين سال مهماني خدا در پيشگاه مهربان ترين مهربانان حاضر شده باشيد

قربون دلاي پاك و زبون روزه تون

انشالله نماز روزهاتون مورد قبول درگاه حق تعالي قرار گرفته باشه

التماس دعا

 ماهتون عسل

 ***

 در اين لحظات معنوي قبل از اذان مغرب - دومين موسيقي انتخابي "سينما پارسي سلام" دعاي ربناي استاد شجريان - كه براي همه ي ما ايرانيان پر از حس زيباي معنويت و خاطره ست رو تقديم گوش هاي  روزه دارتون مي كنم .

 

حال اسپیکرهای خود را روشن کنید و اندکی صبور باشید تا این آهنگ را بشنوید .

**ياحق"

ماه مبارك رمضان

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

ماه مبارك رمضان بر تمام عاشقان مبارك باد

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

Click for larger version

به نام خدا

به نام خداي ميزبان

به نام خداي رمضان

پروردگارا شكرت ... شكرت كه يكسال ديگر اين فرصت را به ما داده اي تا مهمان ماه عزيزت باشيم .... ميزبان مهربان ما باشي ... شكرت كه باز فرصت حضور در مهماني پر بركتت را به ما بندگان عاشقت داده اي ... فرصت احساس حس زيباي رمضان ... فرصت حس لحظه هاي پر از عشق ... معرفت .... مهر ... محبت ... مهرباني ... زيبايي ... معنويت

شكرت ... هميشه ... هر لحظه  ... معبودم ... پروردگارم

 

التماس دعا

 

عكس نوشت

هما روستا در مراسم بزرگداشت مرحوم «حميد سمندريان » پدر تئاتر ايران

جاي خالي استاد سمندريان

مراسم بزرگداشت استاد حميد سمندريان "پدر تئاتر ايران"  شب گذشته با حضور هنرمندان در تئاتر شهر برگزار شد .

 

پيام بانو هما روستا به حامد بهداد

درپی درگذشت استاد حمید سمنریان پدر تئاتر ایران و حضور حامد بهداد در مراسم تشییع و خاکسپاری ایشان که با شیطنت و جنجال سازی برخی رسانه بر علیه حامد بهداد همراه بود، هما روستا همسر حمید سمندریان پیامی خطاب به این بازیگر مطرح سینمای ایران نوشت.


متن پیام هما روستا به حامد بهداد به شرح زیر است:

حامد عزیزم من می دونم که چقدر استاد تو رو دوست می داشت، مچکرم از همه زحماتت.

 

منبع : سايت سينما نگار

كافه ستاره

سلام

آيتم جديد "كافه ستاره" تقديم به شما

***

جنوب شهر براي من حكم لس آنجلس دارد !

وقتي حامد بهداد به سيم اخر مي زند !

عکس های حامد بهداد

حامد بهداد را با حرف ها و ژست هاي عجيبش مي شناسند . او اخيرا در گفت و گويي باز هم عجيب سخن گفت : "عزيزم آنجايي كه ما زندگي كرديم طوري بوده كه الان جنوب شهر تهران براي ما مثل شمال شهر مي ماند . اصلا جنوب شهر تهران در برابر آنجايي كه ما زندگي كرديم مثل شانزليزه و لس آنجلس مي ماند ! اين حرف ها كدام است ؟ تهران كه شمال و جنوب ندارد ! شمال كجاست ؟ جنوب كجاست ؟ تهران - تهران است ديگر ! خرجش سوار شدن يك تاكسي و دو تا چهارراه بالا آمدن است . منظورت از جنوب شهر تهران پامنار چهارراه سيروس و شهرري است ؟ اين ها كه خود تهران است ! بابا در خيلي از شهرستان ها هنوز سينما و تئاتري وجود ندارد ! هنوز همه چيز با يك اخم متعصبانه بي منطق اداره مي شود ! هنوز بعضي هايشان توي زندگي ديگران سرك مي كشند فضولي مي كنند و سرشان در آخور اين و آن است .

 

پرويز پرستويي تكذيب كرد

تا آخرین نفس !

پرویز پرستویی به صراحت خداحافظی از بازیگری و پیشنهاد دستمزد ۶۰۰ میلیونی برای فیلم "چ" را تکذیب کرد .

Parviz Parastoui.jpg

بهمن ماه و در سی امین جشنواره فیلم فجر بود که دو فیلم "خرس" و "من و زیبا" با بازی پرویز پرستویی اکران شد . دو فیلمی که هنوز مجال نیافته به روی پرده سینما برود . بعد از آن دیگر هیچ خبری از پرویز پرستویی نبود تا اینکه چند روز پیش روزنامه جوان نوشت " پرویز پرستویی بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران از دنیای بازیگری کناره گیری کرد " این روزنامه با اشاره به اینکه پرستویی اهل روستایی در حوالی همدان است نوشته که " این بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون پس از کناره گیری از بازیگری این روزها در روستای پدری خود مشغول کشاورزی است و زندگی جدیدی را در پیش گرفته است . تاکنون کارگردان های زیادی تلاش کرده اند تا او را دوباره به دنیای بازیگری بازگردانند اما پرستویی که از لحاظ روحی آمادگی حضور مجدد در سینما را ندارد به تمامی این پیشنهادها پاسخ منفی داده است . نکته جالب توجه این است که پرستویی حتی حاضر به ایفای نقش در پروژه "چ" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا نیز نشده است است " این تنها خبری نبود که درباره پرستویی منتشر شده . روزنامه جوان همچنین نوشته بود " پرستویی تاکنون پنج تجربه همکاری با حاتمی کیا داشته و بهترین نقش های خود را نیز در آثار این کارگردان ایفا کرده است اما به دلیل شرایط خاص خود حاضر نشده در این فیلم ایفای نقش کند و طبق شنیده ها ُ پیشنهاد ۶۰۰ میلیون تومانی این پروژه بریا ایفای نشق چمران نیز سبب نشده تا پرستویی از تصمیم خود منصرف شود " دیروز اما پرویز پرستویی با جواب دادن به این اخبار آنها را شایعه دانست و تکذیب کرد " بازیگری را هیچ وقت نمی توانم کنار بگذارم . دستمزد ۶۰۰ میلیونی فیلم حاتمی کیا صحت ندارد " پرویز پرستویی با گله از مطالب مطرح شده درباره کناره گیری اش از بازیگری گفت : روی بازیگری تعصب دارم و هیچ وقت نمی توانم آن را کنار بگذارم اما با هر شرايطي هم مقابل دوربين نمي‌روم. اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: آن عزيزاني كه از سر خيرخواهي يا كنجكاوي مي‌خواهند درباره من بدانند، اگر حال سينما خوب است، حال من هم خوب است! وي ادامه داد: من با شرايط بيگانه نيستم و نسبت به اتفاقاتي كه مي‌افتد نمي‌توانم بي‌تفاوت باشم اما حالم آنقدر هم بد نيست كه آن‌طور كه برخي مدعي شده‌اند، به كشاورزي رو آورده باشم. پرستويي با اشاره به صحبت‌هاي عزت‌الله انتظامي گفت: تمام دغدغه من آن بوده كه پير ديرم بيان كرد: «از تماشاگر خجالت مي‌كشم در اين فيلم‌ها كار كنم.» و وقتي ايشان خجالت مي‌كشند، من بايد بميرم!وي افزود: به مخاطبي كه در اين شرايط پول تو جيبي‌اش را مي‌خواهد صرف سينما كند احترام مي‌گذارم و علي رغم پيشنهادات زيادي كه داشته‌ام اما هر كاري را قبول نخواهم كرد. پرستويي با بيان اينكه سينما را به عنوان شغل انتخاب نكرده است، خاطرنشان كرد: من روي بازيگري تعصب دارم و تا زماني كه نفس داشته باشم نه به خاطر درآمد بلكه به عشق مخاطب كار خواهم كرد و هيچ وقت نمي‌توانم بازيگري را كنار بگذارم و اگر احساس كنم مقابل تماشاگر خجالت نكشم قطعا اولين كاري كه پيشنهاد شود قبول خواهم كرد. اين بازيگر با انتقاد از شرايط موجود سينما گفت: چرا ما به اينجا رسيده‌ايم كه براي جذب تماشاگر آش رشته بدهيم و بازيگر در گيشه سينما بليت فروشي كند؟ چه زماني سينماي ما اينگونه بوده است؟ بازيگر فيلم «آژانس شيشه‌اي» افزود: در اين وضعيت سينما كارهايي هم مي‌شود و يكسري به خاطر خرج دفتر و زندگي‌شان كار مي‌كنند و وقتي خود سينمايمان سامان درستي ندارد، من چگونه مي‌توانم كار كنم؟ پرستويي با بيان اينكه اهالي سينما بايد با آرامش كار كنند، اظهار كرد: بايد فضا به گونه‌اي باشد كه اعضاي سينما احساس آرامش و امنيت كنند و كاري كه مي‌شود بدانيم به ثمر مي‌رسد اما در حال حاضر هيچ چيزي به خاطر اين آشفتگي ثبات نخواهد داشت. وي ادامه داد: من هم جزوي از همين سينما هستم و طوري تربيت شده‌ام كه به مخاطب خودم در هر شرايطي احترام بگذارم و باز اعلام مي‌كنم اگر فيلمي باشد كه بتواند من را به مخاطب نزديك كند، قطعا در اولين فرصت اين كار را خواهم كرد. تا زماني هم كه پيش نيايد به احترام مخاطبم اين كار را نخواهم كرد. اين بازيگر همچنين درباره پيشنهاد بازي در فيلم «چ» ابراهيم حاتمي‌كيا به ايسنا اظهار كرد: از طرف حاتمي‌كيا پيشنهاد شد اما به دليل نامساعد بودن شرايط، از ايشان عذرخواهي كردم كه اين به وضعيت كلي سينما مربوط مي‌شود. اينكه گفته مي‌شود براي اين فيلم 600 ميليون تومان پيشنهاد شد، تاكنون در عمر بازيگري‌ام چنين مبلغي به من پيشنهاد نشده و براي فيلم «چمران» هم اصلا كار به پيشنهاد مبلغ و خواندن سناريو نرسيد.

 

منبع :روزنامه هفت صبح

 

در اكران رمضان قيمت بليط سينما از ساعت 9 شب به بعد نيم بها خواهد بود

حبیب کاوش جزییات اکران ماه رمضان را اعلام کرد
قیمت بلیت سینما از ساعت 9 شب به بعد نیم بها خواهد بود


شورای صنفی نمایش، امتیازاتی که به فیلم‌های متقاضی در اکران ماه مبارک رمضان درنظر گرفته است را اعلام کرد.سخنگوی شورای صنفی نمایش درباره طرح ویژه اکران فیلم‌ها در ماه رمضان گفت: «طرح ویژه رمضان» امسال هم مانند سال‌های قبل با قدرت اجرا خواهد شد.

وی ادامه داد: ما برای اجرای هرچه بهتر این طرح اعلام می‌کنیم فیلم‌هایی که بتوانند در این ماه مبارک روی پرده بروند از امتیازات ویژه‌ای برخوردار خواهند بود.

کاوش درباره این امتیازات ویژه توضیح داد: یکی از این امتیازات این است که فیلم‌هایی که در این مدت به روی پرده بروند طول ماه رمضان جزو هفته‌های اکرانشان محسوب نخواهد شد. همچنین در ماه مبارک رمضان قیمت بلیت سینما از ساعت 9 شب به بعد نیم بهاء خواهد بود.

سخنگوی شورای صنفی نمایش در پاسخ به این سوال که آیا فیلم‌های خوبی برای اکران در ماه رمضان متقاضی شده‌اند،‌ یا خیر گفت: تا کنون صحبت‌هایی درباره‌ی «راه بهشت» مهدی صباغ‌زاده،‌ «تو ومن» محمد بانکی‌ و «کلاه قرمزی و بچه ننه» ایرج طهماسب شده و از همین جا اعلام می‌کنیم که ما از تقاضای همه دوستانی که فیلمشان جذابیت اکران در ماه رمضان داشته باشد استقبال می‌کنیم.
 
منبع : سينماي ما

گزارش تصويري

   گزارش تصويري فيلم سينمايي "بدون اجازه"

**بقيه در ادامه مطلب**

ادامه نوشته

به مناسب چهارمين سالمرگ هامون سينما ايران

عمو خسرو تا ابد در يادها جاويداني

 

اين تابستان فراموشت كردم

به بهانه حضور بهاره رهنما در عرصه کارگردانی تئاتر با نمایش "این تابستان فراموشت کردم"

***

بازیگری را با سینما و فیلم "عاشقانه" آغاز کرد . ولی حضورش در تئاتر او را وابسته این عرصه کرد تا جایی که چند سالی است بیشتر فعالیت خود را صرف تئاتر کرده است . بهاره رهنما که سال گذشته پرکارترین بازیگر تئاتر شناخته شد چند ماه است که مشغول تمرین اولین نمایش خود در سمت کارگردان است . نمایش "این تابستان فراموشت کردم" به کارگردانی بهاره رهنما و با بازی شبنم فرشاد جو از اول خرداد روی صحنه می رود . بهاره رهنما در گفت و گو با رویش از اولین تجربه کارگردانی خود ـ علاقه اش به تئاتر و ...  گفت .

 

کارگردانی تئاتر

هیچ وقت دغدغه کارگردانی در وجودم نبود . حتی تعجب می کردم از همکارانی که بازیگران موفقی بودند و در کنار بازیگری عرصه کارگردنی را تجربه می کردند . همیشه فکر می کردم بازیگری آنقدر اغوا کننده است که شاید آن رضایتی که برای یک بازیگر در یک فیلم و با یک اثر نمایشی خوب ایجاد می شود هیچ وقت در بخش کارگردانی نباشد و همچنان درباره سینما روی این قضیه پافشاری می کنم . چون هیشه سینما برای من مانند رقیبی بود که باعث شد دوره ای در تئاتر کم کار شوم . بدون هیچ اغراقی وقتی مشغول بازی در تئاتر هستم و همزمان با آن یک کار تلویزیونی دارم واقعا ناراحت می شوم و برای جلوی دوربین رفتن معذبم چون بیشتر در فضای تئاتر بودم احساس می کنم خصوصیاتم - جنس حضورم و حتی اخلاق حرفه ای ام و ... بیشتر با تئاتر نزدیک است تا سینما ... در واقع درمان تراپی روحی که تئاتر برای من دارد در سینما ندارد . حس لذت و رهایی در تئاتر و اینکه از زمان خارج می شوی من را نسبت به تئاتر تشنه تر می کند .

کاری غیر از بازیگری در تئاتر

سال گذشتهپرکارترین بازیگر زن تئاتر بودم . حدود ۶-۷ کار روی صحنه داشتم . به همین دلیل بیشتر وقتم را در تئاتر سپری کردم . پس فکر کردم باید کار دیگری غیر از بازیگری را در تئاتر تجربه کنم . تصمیم گرفتم نمایش نامه هایی را که نوشتم را روی صحنه ببرم حتی برایم مهم نبود خودم کارگردانی ان را به عهده بگیرم . جالب این جاست که پیش از این یکی از نمایش نامه ها را برای جشنواره تئاتر فجر به یکی از کارگردان ها پیشنهاد دادم . برایم جالب بود که داستان هایم به دلیل فضای خوبی که دارد و علاقه ام به تئاتر روی صحنه برود .

عشق  ـ مفهوم فراجنسیتی

زمانی که می خواستم نمایش نامه "این تابستان فراموشت کردم" را بنویسم احساس کردم که تا اندازه ای زنانه است . برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی خوب نیاز به حضور یک نویسنده مرد داشتم که در واقع از نگاه دیگری به این نمایش پرداخته شود . من همیشه مخالف نگاه جنسیتی بودم . چه زمانی که کاری مردسالارانه نوشته می شود و روی صحنه می رود و چه زمانی که انگیزه های فمینیستی و شعارگونه در اثر باشد . چون این جنس از کار را قبول نداشتم ـ دوست داشتم نگاهی مردانه هم در این کار اعمال شود . به نظر من عشق یک مفهوم فراجنسیتی عمیق است که هم یک مرد می تواند از آن لذت ببرد و حتی ضربه بخورد و هم یک زن ... پس وقتی با یک نویسنده مرد همکاری می کنم کار تعدیل می شود . همچنین چون از اول کار من به عنوان نویسنده همراه و دراماتور اثر بودم کار به سمتی پیش رفت که عملا نمی شد کارگردان دیگری نمایش را کارگردانی کند . ولی باز هم نه با ولع این که کارگردانی کنم بلکه به عنوان کسی که همه چیز این اثر مربوط به خودش بود و قصه اش با خودم شکل گرفته بود تصمیم گرفتم کارگردانی را بر عهده گرفتم .

مطمئن بودم روی صحنه می رویم

در جشنواره تئاتر فجر سال گذشته شرکت کردیم . این کار سه اپیزود بود که در یکی از ان ها خودم بازی می کردم . ولی متاسفانه در جشنواره به دلایلی کار روی صحنه نرفت . اما زمانی که آقای حسین پاکدل کار را در بازبینی دید اولین چیزی که گفتند این بود که : (این کار چه در جشنواره باشد چه نباشد از الان آن را روی صحنه می بینم) . چون بچه ها زحمت زیادی کشیدند و کار حرفه ای بود . من هم سعی کردم تمام چیزهایی که در این ۲۲ سال کار اموختم را در این کار اعمال کنم . حتی در زمان تمرین دوستانی که با من همکاری می کردند خیلی لطف داشتند و می گفتند : (در این کارخیلی احساس راحتی کردیم .حس کردیم تیم کاملا حرفه ای است) .

عاشقانه ترین اثذر نمایشی

"این تابستان فراموشت کردم" اولین کار من در عرصه کارگردانی است و با اینکه کاری فراجنسیتی است مخاطبان خانمی که سر تمرین ما حضور داشتند با ان ارتباط برقرار کردند . این کار عاشقانه ـ رمانتیک و در عین حال کار نجیبی است که ما سعی می کنیم روی صحنه بریم . "این تابستان فراموشت کردم" حاصل چهار ماه تلاش شبانه روزی بچه ها است . انتظار داریم حمایت شود و مخاطبین به یکدیگر اطلاع دهند و برای تماشای آن وقت بگذارند . این ادعا را دارم که این نمایش عاشقانه ترین اثر نمایشی است که در این سی سال بعد از انقلاب روی صحنه می رود .

تئاتر عشق قدیمی زندگی ام

در پروسه کارگردانی این نمایش دیدم که کارگردانی تئاتر چقدر لذت بخش است . وقتی با بازیگران تمیرین می کنم و ان ها بازی می کنند بیشتر از زمانی که خودم بازی می کنم لذت می برم . تئاتر عشق قدیم زندگی ام است حتی قبل از این که بازیگر سینما باشم و شاید اگر کارم را با تئاتر شروع می کردم هیچ گاه سینما وسوسه ام نمی کرد . سرگشتگی عجیبی نسبت به نمایش دارم . الان تصمیم گرفتم در تئاتر هم بازی کنم و هم کارگردانی . تئاتر به دلیل نزدیکی اش به ادبیات و دلبستگی من به ادبیات و اینکه کار اصلی من نوشتن است ـ برایم خوشایند تر است .

هدیه برای من عزیز است

ما در این کار از صدای هدیه تهرانی استفاده کردیم . شاید خیلی ها فکر کنند که ماخواستیم برای فروش و ترغیب مخاطب به سراغ یک چهره معروف برویم . اما خوشبختانه یک دلیل واضح برای این موضوع دارم . در مجموعه داستان های "این تایستان فراموشت کردم" که در سال ۸۷ شکل گرفت و طی ۸ ماه نوشته شده ـ شخصیت نگین درخشان در قصه "اعترافات یک عشق" وجود داشت . نگین درخشان یک هنرپیشه سینما و تئاتر است که صدای آشنایی دارد و رقیب عشقی دختر قصه ماست . هنرپیشه ای معروف که مردم خیلی دوستش دارند و همه جا درباره اش صحبت می کنند . حتی در ورژن اولیه داستان ما قرار بود این شخصیت دیده شود که قرار بود خانم نونهالی این نقش را بازی کند . ولی قبل از اینکه متن نمایش آماده شود خود به خود متن مسیرش به سمتی رفت که این صدا خیلی مهم شد . حتی اگر من کارگردان این کار نبودم شاید صدای خودم را پیشنهاد می دادم . چون ما بازیگران کمی داریم که مردم آن ها را از روی صدایشان بشناسند . بیشتر بازیگران ما صدایی شبیه به هم دارند . از بین بازیگرانی که صدایی متفاوتی دارند می توان به هدیه تهرانی ـ گوهر خیراندیش ـ لیلا حاتمی و ... در میان آقایان فریبرز عرب نیا ـ شهاب حسینی و ... اشاره کرد . انتخاب هدیه تهرانی هم به دلیل نوع صدا و لحنش بود و هم این که هدیه برای من عزیز است . حتی به بازی او در این کار فکر کردم . اما از آنجایی که اصولا  هدیه تهرانی آدم پرمشغله ای است و گاهی اوقات خارج از کشور است برای کار اولم می ترسیدم به دنبال بازیگر باشم . ولی زمانی که پیشنهاد این کار را دادم خیلی استقبال کرد و جزو اولین کسانی بود که به پروژه ما پیوست .

کمدی برایم تقریبا به ته رسیده

بارها گفته ام که تئاتر را به سینما ترجیح می دهم و اگر مرتب کار تئاتر را داشته باشم خودم را به این راضی می کنم که با مدرک فوق لیسانس حقوق کمی داشته باشم ولی در تئاتر فعالیت بیشتری داشته باشم . سینما به هیچ وجه وسوسه ام نمی کند . چون این سینمایی که ما داریم ـ سینمایی قابل استنادی نیست . به طور مثال چند بار می توانم نقشی شبیه "دایره زنگی" ـ "نان عشق موتور ۱۰۰۰" ـ "گاوخونی" و ... بازی کنم ؟ علاوه بر این ـ زمانی در سینما پرکار بودم و عمدا هم این کار را کردم . تجربه مفیدی هم بود چون نقش های متفاوتی بازی کردم . البته من نقش های متفاوتی در سینمای کمدی بازی کردم . ولی در حال حاضر حوصله سینمای کمدی را ندارم . به جایی رسیده ام که احساس می کنم کمدی برای من تمام شده است . حتی در سریال "چک برگشتی" سیروس مقدم هم دیدیدکه نقش من به هیچ عنوان بار کمدی نداشت .

 

منبع : مجله رویش

تایپ شده در سینما پارسی سلام

 

معرفي سريال هاي ماه رمضان

پنج شبكه اصلي صدا و سيما سربال هايي كه در ماه مبارك رمضان روي آنتم مي برند را مشخص كردند .

ساعت پخش و شبكه آنتن آن ها به شرح زير ميباشد :

 

**شبکه یک: راز پنهان: 22:10

عکس های سریال راز پنهان

شبکه یک سیما امسال دو سریال «راز پنهان» و «راستش را بگو» را برای ماه رمضان تدارک دیده بود که در نهایت قرعه به نام «راز پنهان» افتاد.

این مجموعه تلویزیونی که پیش تر اعلام شده بود در شب های پاییز پخش خواهد شد، به کارگردانی و نویسندگی فلورا سام و تهیه‌کنندگی مجید اوجی ساخته شده است و در ماه مبارک رمضان هر شب ساعت 22:10 روی آنتن می رود.

راز پنهان پس از ناز و نیاز دومین سریال فلورا سام است و یک درام اجتماعی به شمار می‌رود.

داریوش ارجمند، پروانه معصومی، محمود عزیزی، الهام حمیدی، علیرضا جلالی‌تبار، کامران تفتی، لادن طباطبایی، کاوه آشنا، حمیدرضا محمدی، (باحضور) سعید پورصمیمی و علیرضا جلالی‌تبار در این سریال بازی دارند. جلالی‌تبار و تفتی در این سریال نقش دو جوان به نام‌های فرامرز و امیرعلی را بازی می‌کنند که در دوران کودکی دوستی نزدیک با یکدیگر داشته‌اند. پس از سال‌ها آن دو به طور اتفاقی با یکدیگر ملاقات می‌کنند و رابطه قدیمی دوباره جان می‌گیرد. با مرور زمان وقایع تازه‌ای آشکار می‌شوند که این دوستی تحت‌الشعاع آنها قرار می‌گیرد. معصومی و ارجمند نیز نقش پدر و مادر فرامرز را دارند.

 

** شبکه دو: «چمدان»: 23:10

عکس های سریال چمدان

سریال‌ها «چمدان» قرار بود ماه رمضان سال گذشته از شبکه دو پخش شود ولی امسال هر شب ساعت 23:10 پخش خواهد شد.

این سریال به کارگردانی و تهیه‌کنندگی خسرو ملکان از مضمون طنز برخوردار است و داستان یک چمدان را روایت می‌کند؛ چمدانی که دست به دست می‌چرخد و ماجراهای جالبی را پشت سر می‌گذارد...

مهران غفوریان، شهره لرستانی،‌ فتحعلی اویسی، اکرم محمدی، ارژنگ امیرفضلی، فلور نظری، یوسف صیادی، محسن قاضی مرادی، رضا بنفشه خواه، اشکان اشتیاق، فلامک جنیدی، عنایت بخشی، تورج و ... از جمله بازیگران مجموعه طنز «چمدان» هستند.

همچنین شبکه دو سیما، سریالی را هم برای کودکان و نوجوانان تدارک دیده که بناست هر روز قبل از افطار پخش شود.

این سریال «مثل من، مثل تو» نام دارد که به کارگردانی شاهین باباپور ساخته شده و داستان آن درباره خانواده‌ای سنتی است که پسر 11 ساله این خانواده قهرمان آن است. او با توجه به این که هنوز به سن بلوغ نرسیده سعی می‌کند روزه بگیرد و هر روز داستان‌هایی در مدرسه، خانه و مسجد محل براییش رخ می‌دهد. در این مجموعه بازیگرانی نظیر لاله صبوری، جلیل فرجاد، رضا توکلی، برانوش سیف الهی، اکبر مددی مهر و علی سلیمانی ایفای نقش می‌کنند.

 

** شبکه سه: «خداحافظ بچه»: 20:50

عکس های سریال خداحافظ بچه

شبکه سه سیما درحالی سریال «خداحافظ بچه» به کارگردانی منوچهر هادی و را برای پخش از ماه رمضان در نظر گرفته که مجموعه «خنده بازار» را هم در جدول پخش خود قرار داده است.

«خداحافظ بچه»، اولین تجربه سریال‌سازی منوچهر هادی است که به تهیه کنندگی داوود هاشمی ساخته شده و قرار است در ماه مبارک رمضان هر شب ساعت 20:50 روی آنتن برود.

این سریال طنز توسط سجاد ابوالحسنی نوشته شده و داستان زوجی خوشبخت به نام مرتضی و لیلا را روایت می‌کند که در آرزوی تولد فرزند به سر می‌برند. وقوع اتفاقی غیرمنتظره، زندگی آرام این زوج را به هم می‌ریزد. آن دو با انجام آزمایشی، در می‌یابند که مشکل ناباروری دارند و به همین دلیل، تصمیم می‌گیرند سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند...

آتیلا پسیانی، بهاره رهنما، شهرام حقیقت‌دوست و مهرآوه شریفی‌نیا به ترتیب نقش یک زوج را در این سریال بازی می‌کنند. بهنوش بختیاری، مهدی صبایی، ایمان صفا، مائده طهماسبی، ناصر گیتی‌جاه، شهین تسلیمی، نادره محتشمی، داریوش هاشمی، مونیا جمالپور، عبدالله عبدالکریمی، محسن حاجی‌قاسم، کاوه نوید، مرتضی کوهی، ندا میرمهدی، نوشین زارع و... دیگر بازیگران اصلی سریال هستند.

 

**شبکه چهار: رهایی: زمان پخش نامعلوم

عکس های سریال رهایی

شبکه چهار سیما قصد دارد مجموعه تلویزیونی «رهایی» را ویژه شب‌های قدر در سه قسمت روی آنتن ببرد.

بنا بر این گزارش، در خلاصه داستان این سریال آمده است: سعید و نرگس، زوج جوانی هستند که در حال تمرین تئاتری برای اجرای عمومی در عید سعید فطر هستند. نرگس متوجه بارداری‌اش می‌شود و برای اینکه اجرای تئاتر دچار خلل نشود، این موضوع را از همسرش پنهان می‌کند. از طرف دیگر آزادی خواهر سعید از زندان، موجب پدید آمدن اتفاقاتی می‌شود که زندگی سعید و نرگس را به هم می‌ریزد و موجب بدبینی و شک سعید به همسرش می‌شود...

داستان فیلم در ماه مبارک رمضان روی می‌دهد و نقطه عطف آن در لیالی قدر می‌گذرد...

این مجموعه تلویزیونی به کارگردانی محسن بخارائی و تهیه کنندگی مرتضی خرم دشتی ساخته شده و یکتا ناصر، امیر محمدزند، فریبا طالبی، حسام منظور، شیرین صمدی، سعید خسروی، اکبر رضوانیان، شهلا خدیوی، لیلا دوست و ... در آن ایفای نقش می‌کنند.

 

** شبکه تهران: «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»: 19

شبکه تهران قصد دارد امسال اپیزودهای جدید از مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را در ماه مبارک رمضان پخش کند. این سریال آغازگر پخش سریالهاست و هر روز ساعت 19 پخش می شود.

اپیزودهای مختلف این مجموعه به تهیه‌کنندگی اکبر تحویلیان در دست تولید است و برخی اپیزودها نیز آماده پخش شده است.

«تسویه حساب»، «زندگی با وجدان آسوده»، «شب سوم»، «شلیک به خود»، «گوشی همراه»، «محدوده خطر»، «مردن به اختیار»، «نذر»، «نیسان» و «وسوسه پارکبان» از جمله اپیزودهایی هستند که تا به حال برای پخش آماده شده‌اند.

 

منبع : خبرگزاري فارس

 

هفت چهره

رضا عطاران

بازيگر - كارگردان ارزشمند و موفق سينما - تلويزيون ايران پس از تجربه هاي موفق سريال سازي و پس از سه سال فعاليت بازيگري در سينما ، اولين فيلم بلند سينمايي خود با نام "خوابم مي آد" را ساخت كه در سي امين جشنواره فيلم فجر ، جايزه هاي زيادي را به خود اختصاص داد . اولين فيلم بلند سينمايي رضا عطاران حدود يك ماهي است كه به اكران سينماها درآمده است و در گيشه غوغا به پا كرده است . اين بازيگر به تازگي جلوي دوبين فصل سوم سريال پر بازيگر "قلب يخي" رفته است . او در اين سريال در كنار مهران مديري ، هديه تهراني ، هانيه توسلي به بازي پرداخته است . ماه پيش فيلم سينمايي "اسب حيوان نجيبي است" وارد نمايش خانگي شد . رضا عطاران به خاطر بازي در اين فيلم بهترين بازيگر مرد در پانزدهمين جشنواره سينمايي ايران شد . همچنين فيلم "بي خود و بي جهت" دومين همكاري عطاران با عبدالرضا كاهاني آماده نمايش است .

 

لعيا زنگنه

دانلود بيست.كام

لعيا زنگنه كه با نقش دختر محجوب سريال "در پناه تو" با چهره خاص و مليح اش ، به محبوبيت بسياري در بين مردم رسيد بعد از چندين سال كار نكردن در سينما و تلويزيون در ماه هاي گذشته در بورس اخبار قرار گرفته است . يك ماه قبل از عيد نوروز سريال خاطره انگيز "در پناه تو" از شبكه ۲ سيما بازپخش شد و بيننده هاي زيادي هم داشت . لعيا زنگنه سال تحويل مهمان برنامه نوروزي شبكه ۳ سيما با اجراي احسان عليخاني بود كه به گفته خودش اين اولين و آخرين حضورش در تلويزيون است . اين حضور حواشي زيادي هم به دنبال داشت . همچنين او يكي از بازيگران فيلم سينمايي خصوصي بود كه عيد نوروز اكران شد و در پي آن ماجراهاي عجيب از روي پرده برداشته شد .  چندي قبل هم ديگر سريال خاطره انگيز او "تولدي ديگر" با بازي اين بازيگر از شبكه ۵تهران بازپخش شد . همچنين اين بازيگر با يكي از سريال هاي ماه مبارك رمضان مهمان خانه هاي مردم است .

 

رامبد جوان

رامبد جوان

بازيگر كاگردان موفق سينما در سال اخير ، در حال حاضر فيلم "آزمايشگاه" را روي پرده سينماها دارد . او كه در اين فيلم با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرده در كنار باران كوثري ، افشين هاشمي به نقش آفريني پرداخته است . تجربه جديد كارگرداني رامبد جوان برنامه تلويزيوني "گپ" است . اين برنامه كه به زندگي بازيگران در اجتماع مي پردازد از شبكه آي فيلم پخش مي شود . در هر قسمت اين برنامه با يكي از بازيگران سينما و تلويزيون به گفت و گو مي پردازد . اين بازيگر به تازگي جلوي دوربين فيلم سينمايي "نيكان و بچه غول" رفته است .

 

شاهرخ استخري

از اين بازيگر در حال حاضر همزمان دو فيلم سينمايي "چك" و "پس كوچه هاي شمرون" به اكران درآمده است . دوفيلم از طيف ارزشي پايين ساختاري و بازي ضعيف اين بازيگر . استخري با فيلم "چك" در جشنواره سي ام فيلم فجر حضور داشت . سريال دلنوازان كه اين بازيگر را به شهرت رساند پس از ۳ سال از شبكه ۳سيما بازپخش مي شود . همچنين از استخري چندين تله فيلم آماده ورود به شبكه نمايش خانگي است .

 

مهران مديري

%D8%B9%DA%A9%D8%B3 %D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86 %D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C %D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98 %D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF %D9%82%D9%87%D9%88%D9%87 %DB%8C %D8%AA%D9%84%D8%AE 300x300 متن آهنگ تیتراژ قهوه ی تلخ   مهران مدیری

آخرين ساخته كارگردان بازيگر نخبه سينماي ايران ، فصل جديد "قهوه تلخ" وارد نمايش خانگي شده است . همچنين مهران مديري يكي از بازيگران اصلي فصل سوم "قلب يخي" است و در كنار هديه تهراني و جمعي از ستارگان ديگر جلوي دوربين اين سريال رفته است . نكته جالب اين است كه او به اثري كه رقيب سريال خود محسوب مي شود پيوسته است . از اين بازيگر فيلم سينمايي "پل چوبي" آماده اكران است . او در اين فيلم در كنار بازيگراني چون هديه تهراني ، مهناز افشار ، بهرام رادان به ايفاي نقش پرداخته است . فيلم انيميشن بلند "تهران ۱۵۰۰" ديگر اثر آماده نمايش اوست . مديري در اين فيلم تجربه دوبله را پشت سر گذاشته است .

 

باران كوثري

از اين بازيگر فيلم "آزمايشگاه" به كارگرداني "حميد امجد" به روي پرده سينماهاست . رامبد جوان ، افشين هاشمي و رضا كيانيان ديگر بازيگران اين فيلم هستند . كوثري  كه در اين فيلم و فيلم سينمايي "بغض" تجربه همكاري با دو فيلم اولي را داشت در جشنواره سي ام فيلم فجر حضور داشت . "بغض" مي توانست براي او سيمرغ را به همراه داشته باشد كه از بخش مسابقه بيرون ماند و شرايط اكران اين فيلم هم  هنوز نامعلوم است . "من مادر هستم" به كارگرداني فريدون جيراني هم شرايط نمابش نامعلومي دارد . همچنين فيلم سينمايي "قصه پريا" و "اسب حيوان نجيبي است" با بازي اين بازيگر وارد نمايش خانگي شده است .

 

بهرام رادان

بهرام رادان به تازگي بازيگر برگزيده مرد در جشنواره دالاخ هند به واسطه بازي در فيلم "آدم كش" شده و اين اولين جايزه بين المللي اين بازيگر محسوب مي شود . البته مهم ترين اخبار مربوطه به رادان در روزهاي اخير ، عرضه اولين آلبوم موسيقي اي با نام "روي ديگر" با صداي او به بازار موسيقي كشور است . اين بازيگر سينما در جديدترين فعاليت خود به خوانندگي روي آورده و طبق گفته خودش اين فعاليت تداوم خواهد داشت . همچنين فيلم سينمايي "پل چوبي" به كارگرداني مهدي كرم پور از اين بازيگر در نوبت اكران قرار دارد . بهرام رادان در اين فيلم براي دومين پس از اولين فيلمش "شور و عشق" با "مهناز افشار" همبازي شده است .  

 

نوشته شده به قلم مديريت سينما پارسي سلام

 

پدر تئاتر ايران

روحش شاد و يادش گرامي باد

 

پورسرخ هم به عضویت سازمان درآمد

پورسرخ هم به عضویت سازمان درآمد

دکتر پوریا پورسرخ که دوره تحصیلات تکمیلی خود را در رشته فیزیولوژی گیاهی به پایان رسانده است ، به جمع 25 هزار نفره متخصصین کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران پیوست .


بقیه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

یادداشت اختصاصی

برای لیلای سینمای ایران



سلام بر لیلای سینمای ایران .

دیگر می توان بدون هیچ زیاده گویی به این بانوی بااحترام سینمای ایران لقب داد . به راستی که "لیلای سینمای ایران" برازنده اوست . به راستی که با خیال راحت می توان از او تعریف و تمجید کرد . به راستی که نگاه نافذ او در سینمای ایران غنیمت است . به راستی که حس او ستودنی است . به راستی که او لیلای سینمای ایران است .

لیلای سینمای ایران تبریک بابت این همه افتخارآفرینی .

تبریک بابت آخرینش ، گوی بلورین جشنواره کارلووی واری چک .

تبریک ، نه به خاطر گوی بلورین این کشور

تبریک ، به خاطر شما که استعداد ایران را به رخ جهان می کشی

و تبریک ، تبریک ، تبریک ...


نوشته شده به قلم مدیریت سینما پارسی سلام


واكنش زهره حميدي به سخنان برخي از هنرمندان درباره وجود فساد در سينما

تا به حا در سینما فساد ندیده ام / برخی با این سخنان خودشان را زیر سوال می برند

زهره حميدي،بازيگر سينما،تئاتر و تلويزيون در پاسخ به سخنان اخير برخي از بازيگران و كارگردانان درباره وجود فساد در سينماي ايران به خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون باشگاه خبرنگاران گفت:من كاري به شخص سلحشور و كساني كه اين جمله‌ها و گفته‌ها را مبني بر فساد سينما و زنان فعال آن مطرح مي‌كنند،ندارم.

وي افزود:شيوع اين جمله كه فساد در سينماي ايران وجود دارد،براي من قابل درك نيست.
حميدي با اشاره به حضور فعال 22 ساله‌اش در عرصه بازيگري افزود: 22 سال از حضور من در عرصه بازيگري مي‌گذرد و شايد يكي از فعالترين بازيگران سينما و تلويزيون باشم،اما تا الان فسادي را در سينما نديدم و به هيچ وجه تعريف آن را نمي‌دانم.
اين پيشكسوت سريال‌هاي تلويزيوني ادامه دارد:معتقدم سينما قصد فاسد كردن كسي را ندارد و روابط بچه‌هاي سينما و به طور كلي بازيگري همه دوستانه بوده و ما همگي در كنار هم يك خانواده هستيم.
وي با اشاره به پاسخ مثبت برخي از همكارانش به گفتگو‌هاي سلحشور،ابراز داشت:معتقدم كساني كه اين حرف‌ها را تاييد مي‌كنند در وهله اول خودشان را زير سوال مي‌برند،به اين دليل كه اگر سينما وضع خوبي ندارد؛من از آنها سوال مي‌كنم پس در اين حرفه چكار مي‌كنند؟
وي اظهارداشت:من با همه كارگردانان،فيلمبرداران و ديگر آقايان اين حرفه كاركردم و همه آنها جاي برادر من هستند و من هم جاي مادر و خواهر بسياري از آنها هستم و زماني كه اين جملات را مي‌شنوم بسيار ناراحت مي‌شوم.
حميدي افزود:نمي‌دانم كساني كه اين جملات را مي‌گويند فساد را در چه چيزي ديده اند و منظورشان و تعريف آنها از بيان جملاتي اين چنيني چه چيز است.
وي ادامه داد:در همه جامعه و در هر كاري مرد و زن در كنار يكديگر به فعاليت مي‌پردازند و با هم گفتگو مي‌كنند و گاهي در شادي و غم يكديگر شريك مي‌شوند آيا اين كار معناي بدي دارد؟
وي خاطرنشان كرد:‌در جامعه،رفتارهايي وجود دارد و برداشت از آنها، متفاوت است و من بازهم سوال مي‌كنم كه بيان جملاتي اين طور توهين آميز،از روي چه استدلالي است


***


سینما پارسی سلام : حرف ها و جملات مبنی بر فساد سینما از زبان بعضی از بازیگران را ، تا به حال بازیگرانی دست چندم و نه چندان معروف بیان کرده اند و قصدی جز سر و صدا کردن و در دید بودن نداشتند . این مطلب رو از زبان خانم زهره حمیدی برای این گذاشتم که ایشون هم چندان بازیگر معروفی نیستند اما اعتقادی برعکس اعتقادات پوچ و واهی برخی از این نوع بازیگران اظهار داشتند . درود بر غیرت این خانم عزیز و هنرمند . انشالله که همیشه همینطور متین در این عرصه فعالیت کنند.


به روایت تصویر

دیدار با رضا داودنژاد



پیشنهادات

سلام

تابستان آمد ، تابستانی دیگر آمد ، چه زود آمد ، تابستان ۱۳۹۱ ، یادمان باشد زود هم می رود ، یادمان باشد خوب استفاده کنیم ، یادمان باشد لذت ببریم ، یادمان باشد شکر گذار خدای مهربون باشیم ، یادمان باشد ، همیشه ، همیشه یادمان باشد ...

***

پیشنهادات تیرماه سال ۱۳۹۱

 

پیشنهاد سینمایی : خوابم می آد

 

هنوز اکران "خوابم می آد " به ماه نرسیده ، بیش از یک میلیارد فروش داشته آن  هم فقط در تهران . در بحبوحه اکران نیمه اول سال ۱۳۹۱ ، اولین فیلم بلند سینمایی رضا عطاران در گیشه غوغا به پا کرد و چراغ امید اولین فیلم پرفروش امسال را روشن کرده است . رضا عطاران پس از ساخت سریال های تلویزیونی اولین تجربه سینمایی خود را با ساختن "خوابم می آد" ، با قدرت بالا استارت زد . با چشم پوشی از ژانر طنز این فیلم باید گفت فلیمی خوش ساخت است و پایان سیار دوست داشتنی دارد . همه ان شوخی هایی خاص سریال های عطاران را می توان در این فیلم دنبال کرد . تماشای "خوابم می آد" را از دست ندهید .

 

پیشنهاد تلویزیونی : راه طولانی خانه

راه طولانی خانه با نام قبلی تکیه بر باد ، سریال جدید باکس شبکه یک سیما است و داستان آن تاکنون به نیمه رسیده است . این سریال که قرار بود در ماه رمضان پارسال پخش شود ، پس از کش و قوس های فراوان و قول و قرارهای متوالی برای پخش بالاخره از اوایل ماه پیش به روی آنتن رفت . راه طولانی خانه هر شب ساعت ۲۲ پخش می شود . رضا کیانیان ، افسانه بایگان ، بیژن بنفشه خواه ، خاطره حاتمی و ... از بازیگران این سریال به کارگردانی رضا کریمی هستند . سریال خوش ساختی نیست اما بازی رضا کیانیان آنقدر جذاب و دیدنی و حرفه ای است که به تنهایی بیننده را پای تلویزیون بکشاند . برای لذت بردن از یک بازی زیبا حتما این سریال را دنبال کنید .

 

پیشنهاد تئاتری : بی خبری

 والله خبر ندارم ، شما پیشنهاد بدهید ...

 

پیشنهاد ویدئو کلوی : اکران سال ۹۰

همچنان نمایش خانگی سال ۹۱ مرهون اکران استثنایی سال ۹۰ است و اگر اشتباه نکنم تا چند ماه دیگر ادامه دارد . اگر در سال ۹۰ به  تماشای این فیلم ها در سینما ننشسته اید حتما سی دی آن ها را خریداری و تماشا نمایید .

 

پیشنهاد مطبوعاتی : هفته نامه یکشنبه

هفته نامه یکشنبه حدود دو سالی است وارد بازار مطبوعاتی کشور شده است . در این هفته نامه اخبار سینمایی ، ورزشی ، هنری ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی منتشر می شود . فقط مختص سینما نیست اما هر هفته مصاحبه ای مفصل با چهره های سینمایی و هنری انجام می دهد . مصاحبه ای کامل و حرفه ای که خواندن و خریدن این هفته نامه را پیشنهاد می کنم .

 

پیشنهاد موسیقی : هیچ

 هنوز ترانه خالی است .

 

نوشته شده به قلم مدیریت سینما پارسی سلام

مصاحبه حامد بهداد با روزنامه تماشا

 مصاحبه مفصل «حامد بهداد» با روزنامه

تماشا که توسط سیامک رحمانی، ساناز صفایی و دنیا خمامی انجام شده

* شما این روز‌ها با دو فیلم روی پرده بوده‌اید؛ یکی «انتهای خیابان هشتم» و دیگری «نارنجی‌پوش». خودتان هم می‌دانید که تفاوت این دو فیلم با هم از زمین تا آسمان است. حال و هوای حامد بهداد در این روز‌ها شبیه کدام‌یک از این نقش‌هاست؟ «موسی» در «انتهای خیابان هشتم» که شخصیتی درون گرا و تنهادارد یا «حامد آبان» در «نارنجی‌پوش» که بسیار برون‌گرا و هیجانی است؟

واقعا نقش‌ها سایه‌ای از احساس ما را در خودشان منعکس می‌کنند. در حالی‌که ظاهراً آن‌چنان هم به هم ربطی ندارند. گاهی زبان فیلم برای بیان کردن مشکلات جامعه باید طنز باشد (مثل نارنجی‌پوش) گاهی هم می‌توان با تلخی (مثل انتهای خیابان هشتم) به سمت آن رفت. قبول کنید که جامعه هم تلخ‌کامی‌های زیادی به بار آورده و هنرمند وارسته به سختی می‌تواند از زیر یوغ این تلخی‌ها جان سالم به در ببرد. اما به هرصورت هردوی آن‌ها زیباست. بنده هم بسته به لحن زبان کارگردان شکل و رفتار خود را منطبق می‌کنم تا در جهت روایت فیلم قرار بگیرم.

* خیلی‌ها بازی شما در «نارنجی پوش» را هیجانی و با اکت‌هایی بسیار بیرونی دانستند که به نظر گل درشت و اغراق آمیز می‌آمد. خودتان در مرد این انتقاد چه فکر می‌‌کنید؟ بازیتان در این فیلم بیرون زده یا نه؟

من برای «نارنجی‌پوش» هیجان و انرژی زیادی گذاشتم تا از درصد شعف موجود در فیلم کم نشود. اتفاقاً «نارنجی‌پوش» زبان جالبی دارد. مثل زبان «اجاره‌نشین‌‌ها». مهرجویی دارد تلخ کامی جامعه را به زبان طنز بیان می‌کند. به خاطر همین اگر اندکی بتوانی در جهت روایت فیلم قرار بگیری و به‌‌ همان طنز ب‌پردازی، راه دوری نخواهی رفت. فقط در «اجاره نشین‌ها» با یک جامعه‌شناسی گسترده طرفیم که به مدیریت کلان جامعه توسط فیلم نقد وارد می‌شود. اما در «نارنجی پوش» از تجدید نظر درباره مدیریت خود به جامعه مرتبط می‌شوید. لحن آن‌ها در جایی مشابه و در جایی متفاوت است.

* شما لحن «اجاره نشین‌ها» را برابر با لحن «نارنجی‌پوش» می‌دانید؟

«اجاره‌نشین‌ها» در واقع لایه‌برداری از طبقات اجتماع است و طنزی است دال بر جامعه‌ای گسترده. در «اجاره‌نشین‌ها» از کثرت به فرد می‌رسیم. اما در «نارنجی پوش» مستقیماً با فرد سروکار داریم. در «اجاره نشین‌ها» با یک بحران جدی مدیریت مواجه‌ایم که قرار است انسان مدنی را تحت لوای شهروند پوشش دهد که کار به‌‌ همان فاجعه‌ای می‌رسد که دیدید.

* یعنی به نظر شما «نارنجی پوش» فیلمی طنز است؟

بله؛ زبان طنازی دارد. زبان «نارنجی‌پوش» تقریباً شاد و سرخوش است که دال بر علتی در درونمایه آن است. شادابی‌اش به «اجاره نشین‌ها» نزدیک است. اما نکته‌اش این است که تو را به تلخ کامی سوق نمی‌دهد. در اینجا ما با یک ملودرام تلخ مثل «انتهای خیابان هشتم» روبرو نیستیم.

* «اجاره نشین‌ها» بیشتر از آنکه طنز باشد، تلخ است. مخصوصا در انت‌ها که خانه می‌ریزد و اتفاقات ناراحت کننده می‌افتد.

اما با «اجاره نشین‌ها» می‌خندی! تلخی هم که حس می‌کنید،‌‌ همان تلخی است که در جامعه وجود دارد. این بی‌هویتی و بی‌خانگی و بدون ماوا بودن با اینکه باعث می‌شود بخندی، احساس تلخی هم به تو می‌دهد. اما در «نارنجی‌پوش» همه چیز دال بر درون فرد است. درون هرکدام از ما خیلی زباله وجود دارد. این‌ها را باید تمیز کنیم. مطمئن باشید اگر زورمان به خودمان برسد، زورمان به بیرون هم می‌رسد. سازندگی همیشه از فرد شروع می‌شود و شکل انفرادی دارد. ولی تخریب همیشه شکل جمعی دارد و سرعتش بالاست. خانه بر سر اقشاری ویران می‌شود که به خود ساختگی نپرداختند. خانه بر سر سودجو ویران می‌شود. اما چه کسی حقیقتا در این ویرانه مغبون می‌شود. انسان فرهنگی. وگر نه که دلال و کار چاق کن و واسطه گزندی نمی‌کشند. خواسته اینکه فهمی از غبن و خسران ندارد. تمام وجودش را سودجویی گرفته. درد را طبقه متوسط فرهنگی چندین برابر متحمل می‌شود. چه زود ویران می‌شود وقتی که خانه از پای بست سستی داشته باشد. اما.... رسم سازندگی، کند است. آقای مهرجویی در «نارنجی‌پوش» زبان سرحال و شاداب و طنازی دارد. به خاطر همین من هم سعی کردم انرژی‌ام را بیشتر کنم. برای اینکه ریتم فیلم از سرحالی نیفتد.

* این سرخوشی و انفعالی که در شما وجود دارد، واقعا به کاراک‌تر برمی‌گردد یا بیشتر متاثر از حضور داریوش مهرجویی است؟

من طبق خواسته‌های داریوش مهرجویی پیش رفتم و از آن عدول نکردم. این شخصیت (حامد آبان) یک نابغه است. عکاسی باهوش است. وضع مالی‌اش هم اتفاقاً خوب است و همسری نابغه هم دارد که مناسب باشان اجتماعی خودش است. اما این آدم در یک جامعه سرکوب‌گر است. در حالیکه خیلی از افراد رابطه خوبی با بچه‌هایشان ندارند. او رابطه بسیار خوبی با پسرش دارد. اغلب ما در شرایطی سرشار از حقارت، سرشار از توسری و سرکوب بزرگ شده‌ایم. ترس‌های سرکوب شده، امیال سرکوب شده، احساس وابراز احساس سرکوب شده، اظهار سرکوب شده و...؛ درست جایی که خواستیم احساسی را متجلی کنیم، همان‌جا سرکوب شدیم و این در ما به باتلاقی تبدیل شده. این شخصیت درست مشابه خود آقای مهرجویی است. شخصیتی فرزانه و‌‌ رها (با صدایی بسیار بلند این کلمه را می‌گوید) روی این کلمات تاکید می‌کنم: ر‌ها، سرخوش و آزاد؛ نسبت به مسائل خیلی باسرعت تحلیل دارد و مطالعه بسیار زیادی دارد. طبیعتاً من هم بازیگری هستم که در زیرمجموعه آقای مهرجویی دارم کار می‌کنم. شاید به نقشم کمک می‌کنم اما از فضا و نگاه ایشان عدول نمی‌کنم.

* همه این‌ها قبول؛ ولی یک چیز را نمی‌توان در این آدم پذیرفت. چطور ممکن است که یک فرد با خواندن یک کتاب «فنگ شویی» اینقدر متحول شود؟

راز، دقیقا ‌همینجاست؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است. بعد از تحول درونی می‌توان به بیرون رسیدگی کرد. همه می‌دانیم که آقای مهرجویی زندگی‌اش را بر اساس مطالعه بنیان کرده و کتاب نجات‌دهنده همه ماست. آقایان، خانم‌ها، ایهاالناسی که دارید این مصاحبه را می‌خوانید، شما را به خدا زیاد کتاب بخوانید. کتاب، کتاب، کتاب، تا بی‌‌‌نهایت کتاب. ز گهواره تا گور دانش بجوی. اما درباره سوالتان باید بگویم که ما در یک فیلم یک ساعت و نیمه نمی‌توانیم هشت قسمت را به کتاب خواندن این شخصیت اختصاص دهیم تا برای مخاطب باورپذیر شود. ما داریم راجع به نابغه‌ای حرف می‌زنیم که زمین حاصلخیزی دارد. هر بذری در آن کشت می‌شود به عمل می‌آید. قطعاً وقتی با خواندن یک کتاب هیچ اتفاقی در ما نمی‌افتد، به خاطر یک انفعال فرهنگی است. تلنگری به دانش اندوخته او می‌زند و تبدیل به عمل گرایی می‌شود. جناب مهرجویی راجع به کی حرف می‌زند که خواندن یک کتاب مکمل است بر دانش قبلی او. اما حقیقتاً بعضی‌ها با یک سیلی، با یک کلمه، با یک گوشه ابرو به خودشان می‌آیند. محتوای این فیلم می‌گوید که گوشه گوشه این کشور به سختی نظافت می‌شود. دیگر چگونه باید به خودمان بیاییم؟ فیلمساز عصر حاضر یعنی داریوش مهرجویی که عضو انجمن تاریخ و فلسفه هم هست، در قالب فیلمی به نام «هامون» یا حتی «بانو» پیچیدگی بشر و رویارویی انسان با خودش را با خواندن کتاب «ترس و لرز» بیان می‌کند. این آدم در فیلم «پری» هم کتاب می‌خواند، ‌در «هامون» هم همین‌طور. توجهش به شعر را نگاه کنید. در این فیلم گویا مهرجویی سروکارش با کودک افتاده. پس زبان کودکی باید گشاد. به همین سادگی. ضمن اینکه این فیلم اصلاً سفارشی نیست و اتفاقاً بسیار رندانه و هوشمندانه است. من امیدوارم همه پیام فیلم را بفه‌مند و منظور صاحب اثر را دریابند. دیگه از این واضح‌تر؟! فرهنگ چیزی نیست که قبلاً به وجود آمده باشد و ما از آن استفاده کنیم. فرهنگ چیزی است که باید تولید شود. الان در کشور ما به این الگوهای رفتاری توجه نمی‌شود. این «النظافه من الایمان» را خودمان رعایت نمی‌کنیم؛ راز همین جاست که رازی در میان نیست! معنا همین است که می‌شنوید. مثل این می‌ماند که من به شما بگویم: «خانوم، آقا من از شما بدم می‌اد». شما می‌گویید: «اجازه بده...» دوباره من می‌گویم: «نه، نفهمیدی من از شما بدم می‌اد. ازتون خوشم نمی‌اد. دیگه نیازی به بحث ندارد». دیگر نباید دنبال چیزی گشت. این فیلم هم همین‌طور است. به همین سادگی: اطراف خودتان را تمیز کنید، درونتان را تمیز کنید. درون بیشتر ما ایرانی‌ها کثیف است. اطراف زندگی بیشتر ما ایرانی‌ها پالایش نشده است. شما مطمئن باش که از کوری ماست که این فیلم به دلمان نمی‌نشیند. خودمان را زدیم به کوچه علی چپ. تا مقام انسان هنوز خیلی فاصله داریم. شاعر می‌گوید: «حافظا در دل تنگت چو فرود آید یار/ خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه». اول خانه را از غیر خالی کن تا یار در دلت بیاید. این محمل را تروتمیز کن تا حکمت و نور در بدنت بنشیند. این بدن لعنتی مقدس‌ترین امانتی است که خدا به ما داده. از رژیم غذاییمان، از آلودگی ذهنمیمان و چه و چه وچه ما سرشار از آلودگی هستیم.

* بعد از اتفاقات ۸۸، «نارنجی‌پوش» اولین فیلمی است که اصلاح طلبانه است و بر تئوری «اصلاح از درون شروع می‌شود» تکیه دارد. مهرجویی گویا هنوز روی‌‌ همان اصل است.

دلیل دارد. در فرم ممکن است با فیلم دچار مشکل بشوید و آن را نپسندید. اما بالاخره این هم فیلم است دیگر. چه خبرتونه؟ چه می‌خواهید؟ این آدم (داریوش مهرجویی) به گردن سینما خیلی حق دارد. اگر خیلی طالب سینمایید و خیلی تشنه معنای سینما هستید بیایید بنشینیم و و دوباره همه با هم «هامون» را ببینیم. «هامون» هنوز جواب می‌دهد.

* البته منتقد هیچ‌وقت کاری به سابقه کارگردان ندارد. همیشه به جدید‌ترین اثر او نگاه می‌کند.

بله؛ اما اگر از اثر قبلی‌اش به راحتی عبور کردی و همه معنای آن را فهمیدی، حق با شماست. دوباره برویم و «هامون» را ببینیم. باور کنید بازهم از دل آن نکته‌ای بیرون می‌آید. مثل شعر حافظ که همیشه تازه‌است. مهرجویی سینمایی دارد که هنوز دارد کار می‌کند. تازه من «هامون» را سینما نمی‌دانم. هنری می‌دانم که نمی‌دانم اسمش چیست. من «قیصر»، «گوزن‌ها» و «بانو» را سینما می‌دانم. خاصه «دایره می‌نا» را سینما می‌دانم. هامون کلاژی است از همه هنر‌ها یا حتی بی‌هنر‌ها. اصلاً نمی‌دانم اسم این اثر را چه باید گذاشت؟ بیایید به خاطر «نارنجی‌پوش» از فرم عبور کنیم و به محتوا بپردازیم. فرزانه‌ای که می‌تواند ثابت قدم حرف بزند، به این دلیل است که سرخوش است. چون سرخوش و کودکانه فکر می‌کند از لابه لای تعصب عبور می‌کند و تعصب تا به خودش می‌آید می‌بیند مهرجویی از دست او دررفته! قبول کنید که به این دنیا باید کودکانه نگریست اما عمل‌گرا. این معنایی کلان نگر است. اگر از خودم شروع کنم مطمئناً در پیرامونم هم اثرگذار خواهم بود. این وظیفه ماست. قدیم وقتی می‌رفتیم شمال، افق دریا پیدا بود اما امروز همه حریصان و آزمندان عالم خانه در اطراف ساحل و بر دریا بنا می‌کنند. آن هم با یک معماری بسیار زشت به سبک جنگ زده‌های لبنان! معماری جنگ زده‌های سوریه. ایران کجا آنجا کجا. این معماری زشت از کجا آمده؟ این معماری که نه خللی دارد، نه فرجی دارد، نه بعدی دارد و نه هیچ چیز دیگر. الگوی معماری ایرانیان که در همه زمان‌ها هست. چه در زمان سلجوقی، چه در زمان صفویه و...؛ این مهماری جلوی چشمشان بوده. پس این زشتی‌ها از کجا آمده؟ بناهای زشت و آپارتمان‌های زشت را چرا جلوی دریا می‌گذارید؟ این دریا برای تمام مردم دنیاست. معماری زشتت آشغال است. لباس پوشیدن زشتت آشغال است. آرایش زشتت آشغال است. معماری‌ات را خوشگل کن. آرایشت را زیبا کن. ظاهرت را زیبا کن. مثل اینکه دوره زیباسالاری جای خود را داده به زشت‌سالاری! من از بعضی‌ از خانم‌ها در تلویزیون تعجب می‌کنم. مگر این‌ها گریمور ندارند؟ این دیگر چه مدلش است؟ انگار داریم به دوره قاجاریه برمی‌گردیم. فضای اطراف غلیظ شده. همین فنگ شویی انرژی‌ها را رقیق می‌کند و منفی‌ها را کم‌کم از بین می‌برد. این را من و شمایی که اندکی فرصت تحصیلات آکادمیک داشتیم، می‌فهمیم.

* مشکل در مورد «نارنجی پوش» اینجاست که مهرجویی کاملاً لحن خودش را عوض کرده و از آن ادبیات فرهیخته موجود در فیلم‌های گذشته‌اش به ادبیاتی رسیده که مخاطب و دوستدار مهرجویی نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

ما نباید خودمان را از مردمی که مدنظر مهرجویی است، دور بدانیم. همه ما به یک اندازه متهم هستیم. همه ما درونمان پر از آشغال است. اصلا ما‌‌ همان کسانی هستیم که خودمان را بد مدیریت کردیم. منظور همین ما هستیم.

* این حرف عمیقی است. اما ادبیاتی که آن را می‌گوید، ادبیات سطح پایینی است.

ببینید ما سطح ایمانمان پایین است. به اینکه اگر این کار را بکنیم از غلظت پیرامونمان کاسته می‌شود و به ایمانمان اضافه می‌شود، ایمان نداریم. ما دانش داریم. اما عمل‌گرا نیستیم. از خاصیت ما ایرانی‌ها مخصوصا تنبلی است.

* به نظر شما ما باید انتظارمان از آدم‌های مهم و تاثیرگذاری مثل داریوش مهرجویی را بالا ببریم یا به‌‌ همان آثار خوب پیشینشان کفایت کنیم؟

راستش را بخواهید مهرجویی دیگر دنبال من و شما نمی‌گردد. اصلاً دیگر ما را آدم حساب نمی‌کند! مهرجویی مخاطبش را عوض کرده. او با این فیلم سراغ بچه‌ها رفته است. چرا این را متوجه نمی‌شوید؟ پولتان را می‌خواهد اما خودتان را نمی‌خواهد. بچه‌های دبستانی و راهنمایی مخاطبانش هستند. ما «هامون» را دیدیم و هامونی نشدیم. ما «اجاره نشین‌ها» را دیدیم و هیچ کاری نکردیم همینطور «بانو». مدام دنبال مسئله‌های منفی بودیم. پس طبیعی است که او دیگر به ما محل نمی‌گذارد. فراموش نکنید که سر «هامون» هم خیلی‌ها منتقدش بودند. کسانی که هرگز حاضر نشدند یک دقیقه روبه روی آینه به ایستند و خودشان را تحمل کنند. کسانی که از رویارویی انسان با انسان وحشت داشتند فیلم را نفی کردند.

* اولین فیلمی که از مهرجویی دیدید و تحت تاثیرش قرار گرفتید، چه بود؟

فیلم «گاو»

* خیلی کیف کردید؟

بله چون در خانه من کسی هست! ما علاقه مندان به تئا‌تر و سینما، تخم و ترکه مطالعه و سلیقه‌ایم. ناخوادگاهی در من وجود داشت که با تماشای فیلم «گاو» تلنگر می‌خورد.

* در آن زمان چندسالتان بود؟

فکر کنم ۱۱سالم بود. من خیلی فیلم می‌دیدم. همیشه آرزو می‌کنم که‌ای کاش از سمت خدا یک مستمری به من می‌رسید. مثلاً ماهی صدمیلیون! آن‌وقت در خانه می‌نشستم و فقط فیلم می‌دیدم

* خیلی هم مختصر! فقط ۱۰۰ میلیون؟

بله؛ البته تا قبل از اینکه دلار گران بشود از خدا ۵۰ میلیون تومان می‌خواستم (بلند می‌خندد). الان هم فکر کنم تا نزدیک‌های آبان برسد به ماهی ۵۰۰ میلیون تومان!

* شما می‌توانید اینقدر پول جمع کنید. ما نمی‌توانیم!

من اگر می‌توانستم این پول را دربیارم که الان اینجا نمی‌نشستم با شما مصاحبه کنم می‌رفتم جزایر قناری! کلا عطای سینما را به لقایش می‌بخشیدم، کاری شبیه کسانی که هیچ ارزشی برای سینما قائل نیستند.

* از بحثمان دور نشویم. داریوش مهرجویی کی برای شما مهرجویی شد؟

وقتی هامون را دیدم. من این فیلم را به موقع دیدم. زمان دانشجویی دیدم که در من درد زنده شده بود. عین یک موش آب‌کشیده در جامعه بودم. وقتی آن فیلم را دیدم، نابود شدم. خاکس‌تر شدم، فنا شدم. فیلمی است که هرازچندگاهی می‌نشینم و نگاه می‌کنم. هامون انگار فیلم نیست، انگار یک چیز دیگر است. همه چیز در آن هست وقتی آن را می‌بینی، پا در سرزمینی می‌گذاری که تا به حال آن را ندیده‌ای. مثل «آلیس در سرزمین عجایب» می‌ماند. این فیلم معجزه است. اصلا انگار در قالب و مدیوم دیگری مستقل از هنر فیلمسازی ساخته شده.

* فیلم‌های بعدی مهرجویی را چطور؟ همین‌قدر دوستشان دارید؟

لیلا. پری و سارا را هم خیلی دوست داشتم. لیلا فقط برازنده لیلا حاتمی بود. لیلای سینمای ایران. به به چه بازیگری است این لیلا حاتمی بچه‌ها! ‌

* تازه شما وقتی زن باشید و این فیلم را ببینید، حس بیشتری به آن خواهید داشت.

طفلکی چه شرایط اسفباری را تحمل می‌کند جامعه. پر است از تعصب و خودخواهی. زنان هم که همیشه در معرض تضییع حقوق به سر می‌برند.

* سال گذشته چه فیلم‌هایی را دیدید؟

«جدایی نادر از سیمین» را دیدم و دوست داشتم. «درباره الی...» یک قشر روشنفکر را جدا می‌کند و به یک مخروبه می‌برد. مخروبه هم که معلوم است کجاست. حالا آنجا به قضاوتشان می‌نشیند. اما در «جدایی نادر از سیمین» این کار را نمی‌کند. این فیلم آدم‌ها را در خور همین شهر قضاوت می‌کند. من از جنس آدم‌های «جدایی نادر از سیمین» هستم و فقط‌‌ همان قشر طبقه کارگرش. خصوصاً دردی را که در خانواده شهاب حسینی و ساره بیات می‌گذرد، خوب می‌شناسم. من هیچ تعلق خاطری به روشنفکر‌ها و حقوق‌دان‌هایی که مشکل دموکراسی دارند، ندارم. من هرگز کسانی را که دغدغه دموکراسی دارند اما حتی بین خودشان هم نمی‌توانند این دموکراسی را برقرار کنند، نمی‌فهمم. مشکل من این‌چیز‌ها نیست. مشکل من چیزهای دیگری است. در جامعه من، مشکل، «دروغ» است.

* در «درباره الی» هم قضاوت بر اساس دروغ است.

در «درباره‌الی...» عوام‌الناس راه ندارد جز کاراک‌تر صابر ابر (نامزد الی) که در انت‌ها وارد می‌شود.

* چهارشنبه سوری را هم دوست داشتید؟

«جدایی نادر از سیمین» را از همه بیشتر دوست داشتم.

* باید همذات پنداری کرد نه اینکه آدم خودش را جای آن‌ها گذاشت. مگر شما بن هور می‌بینید فکر می‌کنید بن هورید؟

«بن هور» یک وجه حماسی دارد. ما که خودمان جزو ۵ تا حماسه سراهای ایرانیم، خاصه ما خراسانی‌ها که اصلا حماسه‌سرایی در خون و رگمان است (بلند می‌خندد). فردوسی هفت جد ما محسوب می‌شود. ثانیا سینمای بن‌هور سینمای افسانه و سرگرمی است که در آن حکمت هم وجود دارد و نه تفسیر سیاسی و اجتماعی و‌‌ همان حکمت هم برای من جذاب است. اما من درباره معضلات جامعه امروز که همه ما دست به گریبانشان هستیم، حرف می‌زنم. فقط تفاوت من با آن‌ها این است که من فرصت تحصیلات داشتم و آن‌ها نداشتند. حد فاصل بین طبقه کارگر تحصیل کرده و کارگر تحصیل نکرده‌ام. من در این وضعیت دست و پا زده‌ام. وضعیت بغرنجی است. همزمان داریم به هم دروغ می‌گوییم. همزمان هم داریم باور می‌کنیم که راست می‌گوییم. افسانه کلی‌پرداز است اما جامعه امروز و انسانش بسیار پیچیده است. انسان امروز دقیقا خود ما هستیم. اما در افسانه کمتر اینطور است.

* خیلی از منتقدین در نوشته‌هایشان «نارنجی‌پوش» را با «جدایی نادر از سیمین» مقایسه می‌کنند و کاراک‌تر شما را خاصه با کاراک‌تر حجت. نظر خودتان چیست؟

این‌ها مقایسه‌های سطحی منتقدان بی‌سواد است. من کسی هستم که اگر بازیگر نمی‌شدم، حتماً روزنامه‌نگار می‌شدم. کمااینکه مصاحبه‌های من و تحلیل من، میل من را به همین چیزی که می‌گویم نشان می‌دهد. من آدمی‌ام که بار‌ها و بار‌ها درباره مسائل مختلف دست به آنالیز می‌زنم. بازیگری‌ام که درباره جامعه‌ام تحلیل دارم. اگر می‌گویم «منتقد بی‌سواد» این حرف را زده، باور کنید که «منتقد بی‌سواد» زده است. دوتاسر کوبیدن که فصل مشترک یک فیلم نمی‌شود. جدایی نادر از سیمین که شبیه جدایی حامد از نهال نمی‌شود. هر روز در جای جای این مملکت ده‌ها زن و مرد از هم جدا می‌شوند. اینکه نمی‌شود فصل مشترک زندگی‌های متفاوت آن‌ها. اما شاید باید فصل مشترک این دو فیلم در پرسشی دانست که درباره نسل جدید مطرح می‌کنند. آیا نسل بچه‌های امروز ما باید رخت سفر ببندد و از این مملکت خارج شود؟ (مثل فیلم «جدایی نادر از سیمین» که فضای سرشار از دروغ را نمایش می‌دهد) یا نه باید زیر لوای تربیت صحیح خانواده بماند و این مملکت رابسازد؟ (مثل فیلم «نارنجی پوش»). داریوش مهرجویی می‌گوید می‌مانیم و می‌سازیم. اصغر فرهادی می‌گوید می‌رویم.

* البته نمی‌گوید می‌رویم.

پس چه می‌گوید؟

* انتخاب را به عهده مخاطب می‌گذارد و خود انتخابی نمی‌کند. اصلا قضاوتی نمی‌کند. در پایان هم فیلم جایی تمام می‌شود که دختر می‌خواهد تصمیمش را به قاضی بگوید اما ما تصمیم او را نمی‌بینیم.

اما به نظر من قضاوت می‌کند. در طول فیلم ما این حس را داریم که بچه پدرش را خیلی قبول دارد و می‌خواهد کاری کند که مادر و پدرش در کنار هم بمانند. اما وقتی بچه متوجه دروغ پدر می‌شود، اعتماد زیادی را که به او داشت، از دست می‌دهد. او به پدر می‌گوید دروغ گفتی؟ گفت نه. در صورتیکه دروغ گفته بود. اما بالاخره هم دختر متوجه می‌شود و هم پدر مجبور می‌شود اعتراف کند. دروغ همین جا عامل تصمیم گیری بچه‌ای می‌شود که نمی‌خواست با مادر برود. برای همین بچه در دادگاه گریه می‌کند. چون به پدر اعتماد داشته و نمی‌خواسته برود اما حالا اعتماد از بین رفته و تصمیم گرفته، برود. گریه می‌کند به خاطر جدایی از پدر. می‌خندد به خاطر اینکه دارد از اینجامعه می‌رود. همه چیز مشخص است. این بچه را از پدر نمی‌شد جدا کرد تا وقتیکه می‌گفت من دروغ نگفتم. از جایی که فهمید پدر دروغ گفته با مادر به خانه مادربزرگش رفت. این فیلم، فیلمنامه‌ای دارد که تک تکه شخصیت‌ها در آن پردازش شده‌اند. وقتی در پایان فیلم قاضی به دختر گفت می‌خواهی پدر و مادرت بیرون بروند تا تصمیمت را بگویی دختر پرسید: «می‌شه؟» از چه کسی خجالت می‌کشید؟ جلوی چه کسی رویش نمی‌شد تصمیمش را بگوید؟ با مادر که رودربایستی نداشت. او با مادر دعوا هم می‌کرد. از پدرش خجالت می‌کشید. بچه با پدر رودربایستی داشت. از اینکه بگوید تصمیمش عوض شده و با مادر خواهد رفت. همه چیز درست طبق‌‌ همان رابطه تعریف شده دختر و پدر است. همانطور که در «نارنجی پوش». همه چیز که نباید به دیالوگ تبدیل شود. در ساحت شخصیت‌پردازی و بازیگری و میزانسن و... همه چیز مشخص است. وجه مقابل این فیلم، نگاه مثبت جهان بینی داریوش مهرجویی است.

* اما به نظر می‌آید فیلم را گذاشته که هر کسی از آن زاویه‌ای که می‌خواهد به آن نگاه کند و این هم نوع نگاه و برداشت شماست.

نه؛ من شرمنده‌ام. این حرف‌ها کدام است؟ دیگر چطوری باید منظور را از این واضح‌تر می‌گفت؟ به زرس قاطع همانطور است که من می‌گویم. دارد در ساحت میزانسن همه این‌ها را می‌گوید. دختر به پدر می‌گوید مگر نگفتی بر می‌گردد؟ این یعنی اینکه می‌خواسته مادر برگردد و بماند. اما بعد که دروغ پدر را می‌فهمد، او هم با مادر می‌رود. اصلا چرا در دادگاه گریه می‌کند؟ چون ناراحت است که می‌خواهد از پدر جدا شود، از پدری که به او وابسته و دلبسته است. اما همه این‌ها را کارگردان در میزانسن نشان می‌دهد. لبخندی که دختر در میان اشک‌ها می‌زند، لبخند به سوی درستی و راستی است. او می‌خواهد به سمت جامعه درستی و راستی برود چون اینجا همه دروغ گفتند.

* واقعا «جدایی...» فیلم عجیب و غریبی است. ببینید چقدر همه روی آن تحلیل و بحث دارند.

آفرین، ببینید چه فیلمی است و دست روی کجای ناخودآگاه ما گذاشته که می‌توانیم این همه با حرارت و طولانی درباره آن صحبت کنیم. حالا اینکه یک خری روی صندلی عقد و عروسی نشسته و می‌گوید فیلم بدی است، دیگر واقعا جای خنده دارد. «جدایی...» فیلم واقعا خوبی است.

* پس مانیفست مهرجویی این است که نگذاریم این نسل از وطن بروند؟

مانیفست مهرجویی این است که نگذاریم این نسل بروند و نگه‌شان داریم تا این مملکت را بسازند. اما اصغر فرهادی می‌گوید به نظر من بچه‌ها را باید بفرستیم بروند. جفتشان حرف درستی می‌زنند. فرهادی نمی‌گوید که از فردا همه مملکت شال و کلاه کنند و بروند. او هشدار می‌دهد که فضای رفتن را بیش از این مهیا نکنید. فضا را مهیا کنیم برای ماندن و ساختن. این چه فضایی است که ما ساختیم؟ فضایی که حالا بچه ما باید تصمیم بگیرد بماند یا برود. این هشدار خردمند و فرزانه آگاه است. نکته کلیدی آنجایی است که سیمین می‌گوید: «اون می‌فهمه تو پسرشی؟» و نادر جواب می‌دهد: «من که می‌فهمم اون پدرمه». اعضای آکادمی اسکار و ده‌ها جشنواره معتبر دیگر جهانی همین جوری به این فیلم جایزه نداده‌اند. این فیلم از هر بعدی، فیلم جامع و مانعی است.

* اگر شما این امکان را داشتید که در یک دوره تاریخی دیگر زندگی کنید چه دوره زمانی را انتخاب می‌کردید؟

همین دوره را انتخاب می‌کردم. فقط مشکل جغرافیا دارم. دلم می‌خواست در یک جایی زندگی می‌کردم که در آن امنیت و صلح، بیشتر و دروغ، کمتر بود و کمی برای مقام انسان ارزش بیشتری قائل بودند.

* از شهرت خسته نشده‌اید؟

من آدم مشهوری نیستم. دلیل اینکه من الان اینجا هستم شهرت نیست، مناسبت نشست و برخاست ما دوستان است. خود ما دوست داریم آدم با خاصیتی باشیم. شهرت ما، خاصیت ما نیست.

* قرار است با بهمن فرمان آرا کار کنید؟

انشاالله؛ اما باید منتظر باشیم ببینیم چه پیش خواهد آمد.

* اگر دوباره به دنیا بیایید و بخواهید یک خصلت اخلاقی خودتان را تغییر دهید، کدام خصلتتان است؟

بی‌ارادگی. دوست دارم بی‌ارادگی را کم و دانشم را زیاد می‌کنم.

* کدام خصوصیت اخلاقیتان را خودتان خیلی دوست دارید و از آن راضی هستید؟

مهر و محبت و مهربانی که دارم. انسانیت. آدم بودن.

* بد‌ترین شایعه‌ای که تا به حال در مورد خودتان شنیدید چه بوده؟

متاسفانه هر چه شایعه درباره من است یک ذره راست است (چشمک می‌زند) می‌گویند تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیز‌ها!

* کمی از نیشابور بگویید؟

نیشابور شهر شعرا و ادبا است.

* شما سبک زندگی خیامی دارید؟

به خیام نزدیک شدم. اما سمت سلوکی‌ام بیشتر به عطار بر می‌گردد. به عطار همیشه در زندگی‌ام توجه بیشتری داشتم.

* چرا؟

من فکر می‌کنم نگاه عطار به زندگی عارفانه‌تر است. معرفت عطار، معرفتی است که ریشه در ریاضت و ملامت دارد.

* از گفت‌و‌گو‌ها و حرف‌های شما به نظر می‌آید دل بسته این نوع معرفت ریاضت و سختی و... هستید. نه؟

بله، البته خیام هم کارش درست است. من هرجا به نفعم باشد از عطار و هر جا به نفعم باشد از خیام گرته برداری می‌کنم.

* آخرین فیلمی که دیده‌اید؟

فیلم «نوادگان» با بازی جرج کلونی را دیدم.

* آخرین آلبوم موسیقی که گوش دادید؟

یک آلبوم از آدل گوش دادم که فوق العاده بود.

* و تئا‌تر؟

کاری از افشین هاشمی عزیز و زهیر یاری را دیدم. این نمایش درباره آن کسانی است که فضای رویایی پیرامون یک ستاره را تخیل می‌کنند. ولی با واقعیتی بسیار تلخ مواجه هستند.

* شما هنوز آن علاقه‌تان به فیلمسازی را حفظ کردید؟ برنامه‌ای برای این علاقه‌تان دارید؟

علاقه‌ام سر جایش است و برایش برنامه‌هایی هم دارم. اما همانطور که گفتم امان از بی‌ارادگی.

* کمی از موسیقی صحبت کنیم. چه باعث شد فکر کنی می‌توانی خواننده بشوی؟

من فکر نکردم می‌توانم خواننده بشوم. ما خراسانی‌ها ریشه‌هایمان گره خورده در موسیقی است. موسیقی با سرشت آدمیزاد عجین است. نمی‌شود هنرمند باشی و موسیقی در تو نباشد. هنرمند نیستی مگر اینکه موسیقی را ب‌شناسی و اگر موسیقی را نمی‌‌شناسی، هنرمند نیستی. اگر با موسیقی و ریتم سرکاری نداری تقلبی هستی، متقلبی. این‌ها همه در هم تنیده شده، خاصه موسیقی که مادر همه هنرهاست.

* کمی از سمت و سوی علایقتان در موسیقی بگویید.

مثل چه؟

* کلا چه دوست دارید؟ در تنهایی‌هایتان بیشتر چه موسیقی‌هایی گوش می‌دهید؟

سلیقه متنوعی دارم. همه چیز گوش می‌دهم.

* نمی‌خواهید از خواننده یا ترانه‌هایی که دوست داری اسم ببرید؟

زیاد هستند. فکر می‌کنم این خیلی سوال کلی است.

* کاراکتری که در فیلم «گربه‌های ایرانی» داشتید و حرف‌هایی که در قالب آن کاراک‌تر در آن فیلم زدید، شاید حرف‌های ناگفته جامعه موسیقی بود که در آن نقش آمد و بازگو شد. می‌خواهم بدانم خودتان درباره آن نقش هیچ تحقیق و‌شناختی داشتید؟

به هر حال همه ما در اینجامعه با این جوان‌ها زندگی کردیم و شناخت کم و بیشی از آن‌ها داریم. اما مهم‌ترین دغدغه من موانع موسیقی در جامعه است. اینکه موسیقی در جامعه ما با موانع متعددی مواجه است و در سال فرصت بروز را خیلی کم پیدا می‌کند.

* این شاید اغراق نباشد اگر بگوییم آلبوم‌ها و کنسرت‌های گروه «دارکوب» بیشتر به خاطر حضور شما و مهران مدیری فروش رفت. آینده‌ات با آن‌ها چه خواهد بود؟

با آن‌ها زندگی کردم و تمرین کردم و هیچ وقت هم فکر نکردم مثلا در یک لابراتوآر شیمی دارم دست به یکسری عملیات خارق العاده می‌زنم. فیزیک کوآنتوم هم نمی‌آموزیم. خیلی ساده کار و زندگی می‌کنیم. دور هم جمع شده‌ایم چیزی زمزمه می‌کنیم کسانی ما را با عشق در جمع خودشان پذیرفته‌اند هر کسی هم به ما اضافه شود، زهی عشق؛ که هم از شیمی عالی و هم از فیزیک کوآنتوم عالیتر است.

* در آلبوم بعدی آن‌ها هم هستید؟

نمی‌دانم.

* یعنی هنوز پیشنهاد نشده یا پیشنهاد دادند و هنوز تصمیم نگرفتید؟

هنوز راجع به آن حرف نزدیم.

* کف دستمزد شما چقدر است؟

من مشکلی ندارم این مبلغ را بگویم. اما اگر شعورش در مکانیزم ما وجود داشت، اصلا احتیاجی نبود من اعلام کنم. ببینید در هالیوود همه دستمزد‌ها خیلی شفاف اعلام می‌شود. اصلا لازم نیست بازیگر بگوید یا نگوید. چون مکانیزم سالم و درست وجود دارد. اما اینجا دیگران توفیق و رشد تو را با بخل و حسد نگاه می‌کنند. در ضمن به توی بازیگر موفق، عذاب وجدان می‌دهند. تو از تلاش و زحمت شخصی خودت درآمد داری. اما دیگران طوری نشان می‌دهند که انگار تو از بیت المال دزدی کرده‌ای. نمی‌دانند تقاضا وجود دارد و تو عرضه کرده‌ای. این‌ها نمی‌فه‌مند ما چه جوری با تلاش شبانه روزی و مستمر به اینجا رسیده‌ایم. اصلا فلان پروژه هر چه دارد از حضور و زحمت تو دارد. این‌ها یک دفعه نتیجه نهایی کار امروز من را می‌بینند و چون هر گز همت هموار کردن رنج را به خود نمی‌بیند ساده‌ترین کار را می‌کنند. یعنی مثل یک خاله زنک غیبت و حسادت و تنگ نظری می‌کنند. شعورش وجود ندارد که من دستمزدم را بگویم تازه‌‌ همان دیگران می‌دانند من چقدر می‌گیرم. من خیلی چیزهای دیگر را هم حق خودم در این کار می‌دانم.

* مثل چه؟

مثل آزادی بیان. دلم می‌خواست فیلم خودم را بسازم نه اینکه هی بروم و بیایم و فیلم‌های سفارشی این و آن را بازی کنم و دست آخر هم به هیچ نتیجه‌ای نرسم. دلم نمی‌خواهد هی بروم و بیایم و هی بگویند این را نگو و این را نساز و... دلم می‌خواهد حرف خودم را بزنم. دلم می‌خواهد فیلم خودم را بسازم. یا مثلا سرمایه و امکانات برای ساخت اثر هنری‌ام داشته باشم. مثل خیلی چیز‌ها. در ضمن این چیز‌ها چیزهایی نیست که فقط برای خودم بخواهم، برای همه این چیز‌ها را می‌خواهم. دلم می‌خواهد به همسایه‌ام که سر می‌زنم کیفیت زندگی‌اش از من هم بهتر باشد. من به کم ساختم. این چیزی که ما الان می‌بینیم و دیگران سعی می‌کنند من را نسبت به آن دچار عذاب وجدان بکنند اسمش فقر است.

* یک سئوال بی‌ربط.

بفرمایید.

* دوست داشتید بچه داشته باشید؟

نه، شرایط را مناسب نمی‌دانم.

* چرا در سال‌های اخیر اینقدر ازدواج‌ها کم شده و طلاق‌ها زیاد؟

برای اینکه جامعه خیری از رابطه ندیده. در واقع آدم‌ها این روز‌ها به محض اینکه می‌توانند در فضای گسترده‌ای تجربه بیشتری بکنند، می‌بینند که ازدواج دست و پاگیرشان است. مشکلات اقتصادی هم که باعث شده ایمان‌ها ضعیف شود و ایمان کم، برکت را از سر سفره‌ها برده است. ولی در کل با شرایط ما جور هم نیست. جامعه پر از بدبینی است. شما به دادگاه‌ها یک سر بزنید، ببینید چه خبر است. پر از طلاق و طلاق کشی است، پر از خیانت است، پر از فساد اخلاقی است. در همه طبقات جامعه هم این مشکلات را می‌بینید. اتفاقا طبقات پایین دست و محروم بیشتر در معرض آسیب هستند. چون به گفته امام علی (ع) از دری که فقر وارد شود، ایمان بیرون می‌رود. پس در این شرایط طبیعی است انسان درباره ازدواج و بچه دار شدن دچار تردید می‌شود. اطمینان از بین رفته. البته من واقعا خیلی به این مسائل فکر نمی‌کنم. به هرحال بچه دار شدن خودخواهی جالبی است.

 

منبع : روزنامه تماشا

به نقل از : کافه سینما

 

گزارش تصویری

گزارش تصویری از اجرای برنامه هفت با اجرای فریدون جیرانی 

برنامه «هفت» اردیبهشت سال 1389 با اجرای فریدون جیرانی روی آنتن رفت. پخش این برنامه به مدت دو سال ادامه داشت و با کنار گذاشتن فریدون جیرانی، ساخت و پخش سری جدید آن با تهیه کنندگی علی قانع و اجرای محمود گبرلو از جمعه شب 9 تیر آغاز شد.

در ادامه تصاویری از پشت صحنه برنامه هفت با اجرای فریدون جیرانی را خواهید دید.

 

Image Image

Image Image

Image Image

Image Image

Image Image

منبع :سینما فا

گزارش تصویری

گزارش تصویری فیلم در حال اکران "آزمایشگاه"

**۱۸عکس در ادمه مطلب**

ادامه نوشته

پوریا پورسرخ

پوریا پورسرخ :فعال و پرانرژی
 
 
 
 
 **در ادمه مطلب بخوانید**
 
ادامه نوشته

مرد افتخارآفرین

"اصغر فرهادی"؛‌عضو جدید آکادمی "اسکار"/حالا او در دو رشته حق رای دارد + نام دیگر ستارگان تازه‌وارد

آکادمی علوم و هنرهای سینمایی امسال از 176 چهره مطرح سینمای جهان برای عضویت در این آکادمی دعوت کرد که در میان دعوت‌شدگان، نام اصغر فرهادی هم به چشم می‌خورد.

به گزارش کافه‌سینما به نقل از هالیوود ریپورتر، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی دعوتنامه‌هایش را برای 176 چهره مطرح سینمای جهان ارسال کرد که طبق معمول هر سال، دعوت‌شدگان، طیف وسیعی از اهالی سینما را در بر می‌گیرد: از بازیگران سرشناس تا کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و دست‌اندرکاران رشته‌های دیگر. طبق گزارش هالیوود ریپورتر، اصغر فرهادی در کنار میشل هازاناویسیوس از جمله افرادی است که هم در رشته کارگردانی و هم در رشته فیلمنامه‌نویسی توسط این آکادمی دعوت شده است .

گزارش تصویری

تصاویری از فیلم در حال اکران "خوابم می آد"

**۲۶ عکس در ادامه مطلب**

ادامه نوشته

موسیقی در سینما پارسی سلام

به نام ایزد منان

سلام به همه ی دوستان و بازدیدکننگان عزیز

از این به بعد هر چند یکبار موسیقی ای به صورت موضوعی بر روی وبلاگ گذاشته می شود .

اولین موسیقی انتخابی "سینما پارسی سلام" آهنگ جدید حامد بهداد با نام "سرو چمان من" است که از طرف این بازیگر ارزشمند به عنوان عیدی به مناسبت اعیاد شعبانیه از طریق سایت "سینمای ما" در اختیار کاربران و طرفدارانش قرار گرفته است .

قطعه موسیقی "سرو چمان من" برگرفته از یکی از غزلیات حضرت حاحظ ، کاری از حامد بهداد در دنیای موسیقی است .

***

حال اسپیکرهای خود را روشن کنید و اندکی صبور باشید تا این آهنگ را بشنوید .

**در پناه ایزد منان**

گزارش تصویری

گزارش تصویری اختتامیه نخستین جشنواره فیلم ویدئویی تهران

**۵۳ عکس در ادامه مطلب**

ادامه نوشته

عکس نوشت

"خوابم می آد" در ۱۰ روز نمایش بیش از نیم میلیارد فروخت

پوستر فیلم «خوابم می‌آد» به همراه عکسی از رضا عطاران با کت و دامن که در فیلم استفاده نشد!!